زمانی که پیشنهاد شورای امنیت در زمینه صلح یا متارکه و آتش بس نسبت به ادامه جنگ ایران و عراق ، مورد قبول حضرت امام خمینی رضوان الله علیه قرار گرفت و آن رهبر بزرگوار از پذیرش قطعنامه به نوشیدن جام زهر تعبیر فرمود . در حاشیه این حادثه بزرگ و در ارتباط با علل و عوامل پیدایش چنین تصمیمی ، در شخصیتی که تا یک هفته پیش از آن ، ادامه جنگ را واجب دانسته و هرگونه تردید را در آن مردود شمرده بود ، مطالبی گفته شده و می شود که بعضا خلاف واقع بوده و گاهی شبهه انگیز و ابهام آفرین است به گونه ای که فرد یا افراد خاصی از مسئولان وقت مورد اتهام و حمله واقع می شوند و در شبهای گذشته از رسانه عمومی موضوع به صورتی طرح گردیده است که هر شنونده و بیننده نا آگاهی در نوع تصمیم گیری امام و عوامل اثر گذار بر تصمیمات او ، دچار شک و تردید می شود ، از این جهت برای تنویر افکار عمومی و دفاع از حضرت امام که به تصدیق دوست و دشمن ، در تحلیلهای سیاسی و اتخاذ تصمیم به موقع ، جزء نوادر تاریخ بوده و گاهی تصمیمات او حیرت آور و خارق العاده بود ، به طور مختصر مطالبی را در زمینه عوامل پذیرش قطعنامه مطرح می نمایم .

مقدمتا عرض می کنم که اینجانب از سال 1360 که وارد مجلس شورای اسلامی شدم به عنوان عضو کمیسیون امور دفاعی ، در امور تخصصی نظامی و امنیتی مجلس فعالیت خود را آغاز کردم و تا پایان دوره سوم مجلس شورای اسلامی نائب رئیس و یا رئیس آن کمیسیون بوده و بالطبع در جریان کلیه امور نظامی و از جمله مسائل مربوط به دفاع مقدس قرار داشتم ، علاوه بر آنکه قائم مقامی ستاد کل خاتم الانبیاء و ستاد کل پدافند و مسئولیت دفتر مشاورت امام در خلیج فارس و عضویت گروه چهار نفری بررسی و تصویب بودجه های جنگ و مسئولیت تبلیغات جبهه ها را نیز بر عهده داشتم.

از سال هفتم دفاع مقدس ، زمزمه ها و حرکتهائی در مورد ادامه جنگ ، شنیده می شد که از آن جمله :

1- جلسه ای خصوصی چند تن از فرماندهان عالی سپاه با هسته مرکزی نیروهای خط امام مجلس شورای اسلامی بود که آهنگ جلسات ، نقد تصمیمات فرماندهی کل قوا در زمینه ادامه جنگ بود ، و جالب آنکه به رغم عضویت اینجانب در آن هسته ، تا مدتی از من دعوت بعمل نمی آمد و به مجرد حضور من در یکی از آن جلسات ادامه پیدا نکرد و دلیلی جز اطلاعات دقیق اینجانب نسبت به همه امور جنگ نداشت .

2- جلساتی که با مدیریت آقای دکتر حسن روحانی در منازل نمایندگان ساکن در اطراف مجلس (قدیم) و با عضویت بین 15 تا 20 تن از نمایندگان خواص ، که آن را جلسه عقلا نامگذاری کرده بودند . در آن جلسه چهره های شاخص جناح راست چون آقایان یزدی و موحدی کرمانی و جناح چپ چون آقایان بیات و هاشمیان و ..... شرکت فعال داشتند و جهت گیری آن جلسات کاملا روشن بود که ادامه جنگ را ناممکن و یا ناصحیح و توقف جنگ را ضروری می دانست ، هر چند بطور صریح در جلسات اعلام نمی گردید و حتی در جلسه نهائی که با رئیس وقت مجلس ( آقای هاشمی رفسنجانی ) و فرمانده جنگ داشتیم ، صرفا ضرورت ارائه پیشنهاد کتبی به امام مطرح شد و شنیده شد که حضرت امام با اطلاع از تشکیل این جلسات ، با آن مخالفت کردند و لذا آن جلسات تعطیل شد .

روزی از دفتر ریاست جمهوری وقت ( آیت الله خامنه ای ) به اینجانب اعلام شد که فردا صبح حتما در دفتر ایشان حضور یابم ، پس از حضور در دفتر مشاهده کردم روسای مجلس ، دیوانعالی کشور ، نخست وزیر ، وزرای خارجه ، اقتصاد و دارائی ، فرمانده کل سپاه ، رئیس ستاد مشترک ، آقای کروبی ، مرحوم آیت الله مشکینی ، آیه الله مهدوی کنی ، آقای حائری شیرازی امام جمعه شیراز و .... به آن جلسه دعوت شده اند و رفته رفته همگی حضور یافتند . پس از دقایقی مرحوم حاج احمد آقا خمینی نیز وارد شد و جلسه با خوش آمد گوئی و طرح موضوع توسط رئیس جمهوری رسمیت یافت آنگاه مرحوم احمد آقا در حالی که به دلیل ناراحتی پا و کمر ، روی صندلی نشسته بود ، نامه ای محرمانه از امام را قرائت کرد که در آن نامه نسبتا طولانی ، حضرت امام اشاره به اظهارات مسئولان نظامی ، اقتصادی و سیاست خارجی در زمینه ادامه جنگ نموده و همگان ، توقف را لازم و ادامه را موجب سقوط نظام جمهوری اسلامی می دانند و در نهایت تنها راه حل را در پذیرش قطعنامه 598 و توقف جنگ اعلام کردند و در حالی نامه امام قرائت می شد که هم مرحوم احمد آقا و هم اعضای جلسه گریه و گاهی ناله می کردند .

پس از قرائت نامه امام بنا به درخواست رئیس جمهوری ، هر یک از وزرا و فرماندهان به تناسب مسئولیت خود در تعلیل و توجیه تصمیم امام بیاناتی داشتند. این جلسه تا ظهر ادامه یافت و پس از اقامه نماز جماعت، و صرف نهار، پیشنهاد شد همه حضار جلسه در جهت روشنگری خواص و عامه مردم تلاش کنند.

پس از آن جلسه دو اقدام صورت گرفت: یکی تشکیل جلسه شورای عالی تبلیغات جنگ که با ریاست آقای سید محمدخاتمی و عضویت اینجانب و آقایان دکتر کمال خرازی، دکتر ولایتی و چندتن دیگر، تشکیل می گردید و در آن جلسه نسبت به محورهای لازم در بیانیه ستاد جمگ در رابطه با پذیرش قطعنامه، بحث و تصمیم گیری شد. دومَ انتخاب اینجانب و آقای بشارتی جهرمی ( قائم مقام وقت وزیرخارجه ) جهت حضور در صداوسیما و پاسخ دادن به پرسشهای مردم سراسرکشور درزمینه تصمیم اخیر امام، که هردواقدام انجام گرفت. وبه دلیل کمال اعتماد، اطمینان و عشقی که مردم نسبت به حضرت امام داشتند، این تصمیم، هیچگونه اعتراض شدید و تشنجّی را در پی نداشت.

نتیجه گیری: با آنچه به طورخلاصه بیان شد، کاملا معلوم گردید که اوّلا: تصمیم امام در زمینه پذیرش قطعنامه، تصمیمی شخصی و خلق الساعه نبود بلکه مبتنی بود بر کلیّه اطلاعات و تحلیلهای دقیق و گسترده داخلی و خارجی و گزارشات و پیشنهادات مسئولان سیاست داخلی، خارجی، اقتصادی، نظامی و ... ثانیا: تصمیم گیری امام، هرچند برای ایشان و دوستان وعلاقه مندان ایشان، بسیار تلخ و ناگوار بود، ولی در نوع خود تصمیمی دقیق، علمی، واقع بینانه و منطبق با مصالح و منافع کشورو ملتّ و درعین حال شجاعانه و ایثارگرانه قلمداد خواهدشد. که آثار و برکات آن، رفته رفته ظاهر گردید. ثانیا: هرگونه شبهه افکنی و ابهام آفرینی و ایجاد شک و تردید در این زمینه، علاوه بر آنکه حضرت امام و تصمیمات حکیمانه معظمّ له را زیر سئوال می برد و تلاش و مجاهدات مسئولان دلسوز و فداکار وقت را تضییع می کند. از سوء نیت ، بلکه توطئه ای خطرناک، مرموز و جریانی پیچیده علیه رهبر کبیر انقلاب اسلامی، و کلیت انقلاب و نظام جمهوری اسلامی، حکایت خواهد کرد. درخاتمه یادآوری می شود که پس ازپذیرش قطنامه، در تاریخ 19 – 17 مردادماه 1367 کنفرانس بین المللی تجاوز و دفاع، در تهران تشکیل شد و در آن کنفرانس بزرگانی چون آیة الله خامنه ای، آیة الله هاشمی رفسنجانی، محمدتقی جعفری، سیدجعفرشهیدی، محمتقی مصباح یزدی، آیة الله سبحانی و ... سخنرانی کرده و یا مقالاتی ارائه کردند، و همگی در زمینه حقانیتّ جمهوری اسلامی و دفاع از موضع حضرت امام، اظهارنظر نمودند.

آیة الله خامنه ای، ضمن بیانات خود گفتند: " آتش بس یکی از بندهای قطنامه 598 است و بندهای قطنامه باید یکی پس از دیگری اجرا شود، اولین بند قطنامه آتش بس است و طرفین بدون قید و شرط باید آن را بپذیرند و مذاکره مستقیم امری قهری و طبیعی است و من شخصا در هفته قبل اعلام کردم که ما آنجا که لازم باشد از مذاکره مستقیم ابائی نداریم اما با وجود این، آن را به صورت یک شرط، می پذیریم."

آیة الله هاشمی رفسنجانی، نیز در سخنان خود، اظهار کرد: " توقع ما یک چیزبود، تامین عدالت و به کیفر رساندن متجاوزی که همه اصول را زیر پا گذاشته بود و امروز نیز به این امید قطنامه را پذیرفته ایم که بما گفته شده است در تعیین کمیته شناسائی متجاوز جدّی هستند و خدا نکند که احساس کنیم به ما دروغ گفته اند چرا که اگر چنین احساسی در ملتّ ما به وجود بیاید منطقه با عواقب ناخوشایندی روبرو خواهد شد ،اگرآن روز در 7 سال پیش که تهاجم ما بسوی مرزها آغز شد به طورجدی به ما می گفتند که این کمیته تشکیل خواهد شد و شورای امنیت این اقدام را می کرد و این کمیته را تشکیل می داد، ما همان روز آتش بس را می پذیرفتیم و ... ما در جبهه های جنگ نشان دادیم که پذیرفتن قطنامه به دلیل ضعف نبوده است و علت پذیرش در محاسبات دیگری است، در جبهه مردمی نشان دادیم که مردم ما اصلا خسته نیستند و برای دفاع آمادگی دارند در شورای امنیت هم ثابت کردیم که موضع ما صادقانه است و تاکتیک نیست ... ما از کمک دیگران، درحدّ امکان آنها، تشکر می کنیم و اکنون در این آزمایش منتظریم ببینیم که چه خواهند کرد؟ وآیا قطنامه ای که خود تنظیم کرده اند اجرا خواهند کرد یا نه؟ وآیا بر روی حرفشان استوار خواهند ماند؟..."